مرتضى مطهرى
489
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> نام زيد كه قبل از علم هم وجود داشته است ؛ اين ذات داراى يك علم مىشود كه گفتيم اين دارا شدن هم معنايش اين نيست كه يك علم مىآيد در كنار زيد جاى مىگيرد ، بلكه ايندو يك نوع اتحاد با يكديگر پيدا مىكنند ؛ يعنى همان ذات است كه ترقى مىكند ، يعنى داراى مرتبهاى مىشود كه قبلا داراى آن مرتبه نبود و آن مرتبهء علم است ؛ يعنى خود ذات در واقع يك مرتبهء ديگرى و يك مقام ديگرى پيدا مىكند . پس براى اين نفس دو مقام است ( حالا روى اين حساب كه ما گفتيم ) : يك مقام قبلى دارد كه در آن مقام آن ذات بود و علم نبود . باز خود ذات يك مقام ديگرى دارد كه در آن مقام خود ذات [ علم ] است ، يعنى علم شده است مقام ذات . وقتى كه ما مىگوييم « عالم » ذات را به اعتبار آن مقامش كه واجد علم است مىگوييم « عالم » يعنى ذات را در مقام علم كه مىبينيم به او مىگوييم « عالم » . - درست است . استاد : پس به اعتبار اتحادش با علم است كه به او مىگوييم « عالم » نه به اعتبار آن مقامش كه فاقد علم است . - بله . استاد : ذات به اعتبار آن مقامى كه فاقد علم است عالم نيست ، ولى به اعتبار مقامى كه در آن مقام علم است اين ذات عالم است . - بله ، درست است . استاد : بنابراين شما يك وقت هست فقط علم را مىبينيد ، يعنى فقط همان مرتبه را مىبينيد ، در آن مرتبه مىگوييد « علم » ، ديگر عالم نيست . يك وقت هست ذات را به اعتبار آن مرتبهاش كه با علم متحد است مىبينيد ، مىگوييد « عالم » . پس به ذات هم به اعتبار آن مرتبهاش كه با علم متحد است اطلاق « عالم » مىكنيم ؛ يعنى آن مرتبه قبلى كه در آن مرتبه فاقد علم است هيچ دخالتى ندارد ؛ يعنى اگر ما مىتوانستيم ذات را تقسيم كنيم ، آن قسمت غير علمش را جدا كنيم و قسمت علمش را باقى بگذاريم باز هم آن ذات به اعتبار آن قسمتش كه باقى مانده است مىشود « عالم » . پس اساسا خود علم هم عالم است . از اول خود علم عالم است . عالم بالذات خود علم است . ذات را اگر ما مىگوييم « عالم » به اعتبار همان مرتبهاش است كه در آن مرتبه با علم متحد است . پس استيحاش از اينكه علم عالم [ است ، جا ندارد ] .